السيد حامد النقوي
403
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
تذلل تعظيم نيست ، لان الانسان قد يتذلل لمن يخاف ضرره ، و چه قسم تعظيم ابوين كافرين در شرع مأمور به باشد ، حال آنكه برائت از آنها واجب است . قال اللَّه تعالى : لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ [ 1 ] - الآية ، و قال تعالى : إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ [ 2 ] ، بلكه تعظيم شرعي آنست كه مبنى باشد بر محبت في اللَّه و للّه و جوش از ته دل ، و اين معنى در غير اهل فضل هرگز در شرع وارد نشده ، كما يدل عليه التفحص ] - انتهى . از اين عبارت ظاهر است كه بناى تعظيم بر فضل است ، پس هر كه « اولى بالتعظيم » خواهد بود بلا شبهه « افضل » خواهد بود . و توهم احتمال تخصيص اين اولويت به نسبت شيخين . أولا مدفوع است به آنكه تسويه ولايتين من جميع الوجوه ، كه مخاطب به آن اعتراف كرده ، اين تأويل عليل را به خاك سياه برابر ساخته . و ثانيا افادهء ابن حجر در « صواعق محرقه » كه سابقا منقول شد ، اساس اين توهم را برميكند ، كه از آن صاف ظاهر است كه شيخين جناب امير المؤمنين عليه السّلام را مولاى هر مؤمن و مؤمنه بمعنى « أولى بالاتباع و القرب » مىدانستند ، كه بمخاطبهء آن جناب گفتند : أمسيت يا ابن أبى طالب مولى كل مؤمن و مؤمنة . پس به اين نص صريح احتمال ركيك اين تخصيص واهى باطل گرديد ، و نيز بجواب تصريح ثانى زبان قيل و قال البته لال است ، كه او گفته :
--> [ 1 ] المجادلة : 22 [ 2 ] الممتحنة : 4